2 دارکوب داستانی است درباره دو کودک ناشنوا که خودشان و نیازهایشان دیده و برآورده نمیشود. در این روایت دارکوبها میکوشند به ما یادآوری کنند که کودکان با نیازهای ویژه، اگر بخواهیم دیده شوند و نیازهایشان برآورده شود، باید از گوشه به جمع و از سایه به آفتاب آورده شوند. داستان با صدای 20 دارکوب بر شاخه و درخت آغاز میشود. روایت دارکوبان با تصویرهایی همراه است که متن را در برابر چشمان ما روشنتر میکنند. در تصویرهای بعدی در میانه این درختها، و در میانه آهنگ دارکوبها، ۲۰ کودک در ساحل زندگی میکنند. در این فضا، رقص و آهنگ دارکوبان و کودکان همگام با آهنگ واژهها و تصویرها حس میشوند. بعد گره یا پرسشی در داستان پیدا میشود. داستان میپرسد این دو کودکی که نمیشنوند، چگونه حس میکنند، چگونه میتوانند بدون شنیدن آهنگ دار دار دارکوبان، با آنها دوستی کنند؟ چگونه دوستی و عشق میان این دو کودک خاموش و دارکوبان پرصدا شکل میگیرد؟ کتاب به خواننده خود نشان میدهد که گاهی تنها چیزی که سبب میشود از هم دور شویم، این است که ما زبان درست گفتوگو با یکدیگر را نمیدانیم.
18+2 دارکوب
نويسنده:محمد هادی محمدی
نويسنده:سلیمه باباخان
انتشارات:موسسه فرهنگی هنری پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.